خانه » عکس پروفایل » شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین – اشعار ولادت امام حسین

شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین – اشعار ولادت امام حسین

در این پست از سایت پیکپرو شعر زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین – اشعار ولادت امام حسین را برای شما عزیزان قرار دادیم.
مجموعه ای از شعر و اشعار زیبا برای تبریک روز ولادت و روز میلاد و تولد امام حسین (ع) را در این پست از سایت عکس نوشته گردآوری کردیم . ولادت امام حسین (ع) شنبه 9 فروردین و مصادف است با روز پاسدار . به همین مناسبت اشعار زیبا و کوتاه برای تبریک ولادت امام حسین را (ع) را تقدیم شما عزیزان می کنیم.

زیباترین و جدیدترین شعر و اشعار مخصوص تبریک ولادت امام حسین (ع)

زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 500x375 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینCC1BB539 63B6 499C BB32 C9A85614A198 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینF195AF46 0282 4326 8AFC 13A1A1ECD043 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین28A4B65F 9244 4837 AA9D A4D9F5485EBC - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینA72249EF 82B6 4404 B8F2 9777F9693809 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین7CA2F9C7 97DA 45A9 8BAB 3B679E409012 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین352DA584 E064 4755 8912 5BC3AE0A5555 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین1B05D100 D23B 4E2F A929 FB9CF55802E4 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینF52AC6F6 F582 4021 9D10 9F6A61A65878 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینD5494D29 7506 4B2F B0CA C8680238CE4C - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینB18B0022 12A1 46F3 8273 8F3EE7B6050F - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین55A7D7F7 6F77 4A18 A6EC D584BC83A2A6 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینEFF4B514 7C37 4999 B2B0 F43CB94DC5CA - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین

شعر زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین – اشعار ولادت امام حسین

زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 1 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 2 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینزیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 3 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 4 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 5 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 6 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 7 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینزیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 8 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسینزیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 9 500x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 10 500x496 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 11 500x496 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 12 500x497 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 13 498x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین زیبا برای تبریک روز ولادت امام حسین اشعار ولادت امام حسین 14 496x500 - شعر جدید برای تبریک روز ولادت امام حسین - اشعار ولادت امام حسین

امام حسین «ع»:

حضرت مهدى «ع» داراى غيبتى اسـت كه گروهى در ان مرحله مُرتد مى شوند و گروهى ثابت قدم مى مانند و اظهار خشنودى مى كنند.
افراد مرتد بـه انها مى گويند: «اين وعده كى خواهد بود اگر راست می‌گویید؟»
كسى كه در زمان غيبت در مقابل اذيّت و اذيت و تكذيب آن ها صبور باشد، مجاهدى اسـت كه با شمشير در كنار رسول خدا «ص» جهاد كرده اسـت.

بحارالأنوار، ج 51؛ ص 133

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

هزار مرتبه گر سر برند از بدنم
خدا نیاورد ان دم که از تـو دل بکنم
بـه نوک نیزه مجسم کنم جمالت را
بـه چوب محمل زینب جبین دل شکنم
تمام عمر سخن از تـو گفته ام چـه شود؟
که وقت مرگ بود نامت آخرین سخنم
گریستم بـه تـو، یک عمر و از تـو میخواهم
در آخرین نفسم باز بر تـو گریه کنم
در آشیانه تن با تـو بوده ام مانوس
مباد بی تـو از این آشیانهِ پر بزنم
سری که خاک تـو نبود بـه دورش اندازم
دلی که بر تـو نسوزد در آتشش فکنم
بـه خاک کربلا سجدهِ کرده ام عمری
که بوی تربت پاک تـو خیزد از کفنم
کریم تر ز کریمان روزگار تویی
گناه کارتر از هر گناهکار منم
بـه چشم مـن نگهی کن که وقت جان دادن
تـو را نگه کنم و جان برآید از بدنم
ز سرشکستگی میثم از گنه فریاد
مگر بـه سنگ شما خانواده سر شکنم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

چـه سایه سار پر از لطف و رحمتی داری
بـه جمع سایه نشینان عنایتی داری
غبار تربت تـو با دم مسیح یکی ست
عجب دوای عجیبی چـه تربتی داری
در ان جمال علی وار و نور زهرایی
عجب شکوه و جلالی چـه هیبتی داری
بـه عشق تـو هـمه عالم شده حسینیه
چقدر مجلس روضه، چـه هیئتی داری

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

یک سجده که از مـن بپذیرند ندارم
بگذار که رو بر روی خاک تـو گذارم
با هر دمم از چشمه خورشید دمد گل
یک آه اگر در غمت از سینه برآرم
هر کس هدفی داشته از آمدن خویش
مـن آمده ام درغم تـو اشک ببارم
رضوان مـن و خلد مـن و حور مـن این اسـت
تـو دل ببری از مـن ومن جان بسپارم
مـن زاده فریادم و ذریه اشکم
بی گریه مبادا گذرد لیل و نهارم
هرگز نزنم سینه بـه زیرعلم کس
در سینه فقط عشق علمدار تـو دارم
نه کار بـه شهرم بود و نی بـه دیاری
هر جا که غم توست بود شهر و دیارم
با آنکه بود خانه قلبم حرم تـو
شوق حرمت برده زدل صبر و قرارم
بشکن بربا شعله برافروز بسوزان
زیرا که تعلق بـه تـو دارد دل زارم
مـن میثمم و وصف شما میوه نخلم
در حشر همین اسـت همین اسـت شعارم
تبریک ولادت امام حسین

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

چقدر بنده نوازی چقدر آقایی
چقدر حضرت آقا شبیه زهرایی
کبوتر دل مـن پر زده بـه سوی حرم
مگر که اوج بگیرد دوباره روی حرم
خدا کند که بیایم دوباره پا بوست
خدا کند که نمیرم در آرزوی حرم
اگرچه خیر ندیدی تمـام عمر زِ مـن
وجود مـن زدة لطمه بـه آبـروی حرم
تـو را دوباره قـسم می‌دهم
بده اجةـازه شبی باز زائرت باشم
و روی خاک بیافتم بـه روبروی حرم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

شاد و خرسـند کل ارض و سمـاست
روز میلاد سیـد الشهداست
می‌نویسم بـه وسعـت دنیا
جوهـرم آب آبی دریا
دفترم شد تمام صحراها
تا نویسم بـه مدح ان آقا
با تـو طی شد تمام روز و شبم
یاحسیـن اسـت تا ابد بـه لبم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

رنج تـو را به گنجِ فراوان نمیدهم
درد تـو را به دارو و درمان نمی دهم
زخم تـو را به مرهم و خاک تـو را به مشک
خار ره تـو را به گلستان نمیدهم
سنگ غم تـو شیشه قلب مرا شکست
این سنگ را به گوهر غلطان نمیدهم
عمری بـه بزم روضه ات الفت گرفته ام
این روضه را به روضه رضوان نمی دهم
مـن با محبت تـو در این عالم آمدم
والله بی محبت تـو جان نمی دهم
مهر تـو را به مهر و مه و آسمان دهم؟
هرگز! خداگواست بـه قرآن نمی دهم
یک قطره اشک در غم تـو هستی مـن اسـت
این قطره را به بحر خروشان نمیدهم
از کودکی بـه بزم عزایت گریستم
این گریه را به صد گل خندان نمیدهم
مـن گوشه گیر مجلس انس تـو بوده ام
این گوشه را به عالم امکان نمیدهم
مـن چشم خود بـه اشک عزای تـو شسته ام
این چشم را به چشمه حیوان نمیدهم
مـن خاک آستان حبیب تـو میثمم
این رتبه را به افسر شاهان نمی دهم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

بر فراز اسـت تا ابد علمت
بوسه ها می‌زنیم بر قدمت
زنده هستم زفیض دم بـه دمت
نام مـا نیفتد از قلمت
بین سرها اگر سری داریم
بـه خدا خوب دلبری داریم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

دل بی تـو باشد مرده ای بهتر که در گورش کنم
چشمی که بیند جز تـو را با خنجری کورش کنم
افتاده زار و منفعل، در چنگ دیو نفس، دل
دستی بده کاین دیو را از این حرم دورش کنم
دل بحر خون در ماتمت جانِ تشنه اشک غمت
باشد که در امواج غم، ازگریه مسرورش کنم
ذکرت کلام الله مـن عشقت کلیم الله مـن
خواهم دلی تا هم نفس با آتش طورش کنم
در سینه دارم آتشی، هرگز ندارد خامشی
پیوسته گرم سوختن با سوزعاشورش کنم
دارم دل دیوانه ای در سیلِ خون ویرانه ای
با اشکم این ویرانه را چون بیت معمورش کنم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

دردا که دیو نفس دون جانم دریده از درون
با یک نگاهت می‌توان این دیو را حورش کنم
مارهوس چون اژدها آورده برروزم چها
بر ان شدم کاین مار را پامال چون مورش کنم
گردیده از دود گنه، پرونده جرمم سیه
با مهرت این پرونده را آیینه نورش کنم
مـن میثم کویِ توام دائم ثناگوی توام
هر حرف را در وصف تـو، صد در منثورش کنم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

بوی گل‌های بهشتی ز فضا می‌آید
عطر فردوس هم آغوش صبا می‌آید
هاتفم گفت که میلاد حسین اسـت امروز
زین جهت بوی بهشت از همـه جا می‌آید
میلاد حـسین خون بهای دین اسـت
این عید حیات شیعه را تضمین اسـت
امروز فرشتگان بـه هم می گویند
احیا گر آیین محمّد این اسـت
دوست دارم تا تـو در خود محو و حیرانم کنی
قطره ام واصل بـه دریایِ خروشانم کنی
دوست دارم ذره باشم تا که در امواج نور
در بغل گیری و خورشید فروزانم کنی
دوست دارم پای تا سر قطعه ابری شوم
تا بـه خاک لاله های خویش بارانم کنی
دوست دارم تا دم رفتن بگریم در غمت
کز کرامت خنده ای بر چشم گریانم کنی
دوست دارم دور عباست بگردانی مرا
یا که همچون طره اکبر پریشانم کنی
دوست دارم تا شود قلبم چو جسمت چاک چاک
در کنار قتلگاهِ خویش، مهمانم کنی
دوست دارم تا که با یاد لبِ عطشان خود
سوزی و آبم کنی یکباره طوفانم کنی
دوست دارم خار صحرا و بیابانت شوم
تا بـه رویم پاگذاری سرو بستانم کنی
دوست دارم در منایِ عشق همچون گوسفند
پیش پای زائران خویش قربانم کنی
دوست دارم میثم کویِ تـو باشم یا حسین
تا فراز دار عشقِ خود، ثنا خوانم کنی

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

مـا از اول برتری بر خلق عالم داشتیم
ز آنکه با آل علی پیوند محکم داشتیم
سجدة خیل ملک بر مـا شهادت میدهد
کز صلای حق پیام خیر مقدم داشتیم
روح مـا در عالم زر جسم مـا در خاک بود
سوختیم و بر جگر، داغ محرم داشتیم
پیشتر از رود نیل و رود جیحون و فرات
مـا بـه یاد کربلا در دیده زمزم داشتیم
نه هلال ماه بود و نه چراغ آفتاب
در غم خورشید زهرا ماه ماتم داشتیم
پیشتر از آنکه جان در پیکر آدم دمند
با صدای واحسینا دم بـه دم دم داشتیم
در کنار یکدگر مانند شمع سوخته
اشک با هم سوز با هم آه با هم داشتیم
سیل اشک مـا فزون می گشت از دریای خون
باز خون در دیده بر خون خدا کم داشتیم
روزگاری که در این عالم سخن از غم نبود
در غم فرزند زهرا یک جهان غم داشتیم
میثم ان روزی که میثم رفت بر بالای دار
ذکر یا مولا کنار نخل میثم داشتیم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

خاکِ تـو از اشک مـا گل گشت ان گل مـا شدیم
روح تـو در جسمِ مـا گل کرد چون گل وا شدیم
ذره ای بودیم خورشید رخت مـا را گرفت
قطره گشتیم و بـه دریای غمت دریا شدیم
با تولای تـو بین خلقِ شهرت یافتیم
در تجلایِ تـو گم گشتیم تا پیدا شدیم
داغ تـو پیش از ولادت در دل مـا نقش بست
سوختیم و شعلة فریاد عاشورا شدیم
شعله بودیم و تماشای تـو مـا را لاله کرد
خار بودیم و زفیضت نخل طوبا شدیم
از همان اول که بگشودیم چشمِ خویش را
تشنگان عشق را با اشک خود سقا شدیم
نی عجب با عشق اگر پایان بگیرد عمر مـا
مـا از اول عاشقِ ذریه زهرا شدیم
با وجود آنکه بر چشم همه ی دادیم نور
همچو شمع سوخته در انجمن تنها شدیم
هر کجا یاد لب خشک تـو نوشیدیم آب
سوختیم و از خجالتِ آب ؛ سر تا پا شدیم
آفتاب روی تـو بخشید بینایی بـه مـا
تـو بـه نوک نی درخشیدی وما بینا شدیم
همچو نخل خشک کز فیض بهار احیا شود
مـا چو میثم از نسیم کربلا احیا شدیم

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

دریای دُر از دل صدف می‌آید
تبریک سه نور با شعف می‌آید
خورشید و مه و ستاره یکجا جمعند
عطر صلوات از نجف می‌آید
شعبان شدو حق شور و شعف در می مـا ریخت
از شهد شقایق سبب شادی مـا ریخت
گر حضرت حقّ این همـه می درپی ماریخت
بریمن قدوم سه یل کرب و بلا ریخت

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

ای دل آب از سرشک دیده ات دریای خون
وی دو چشم نیم بازت تا ابد سقای خون
نخل های نینوا را داده آب از اشک چشم
لاله زار کربلا را کرده ای صحرای خون
اگرچه روزی نیست همچون روز خونینِ حسین
روزها را کرده ای هر روز عاشورای خون
ساقی بزم شهادت تشنه جام عطش
سینه ات کانون آتش دیده ات صهبای خون
زمزم چشم تـو را تا گشتِ جاری اشک سرخ
گشت چشم هاجران از تشنگی دریای خون
اشک سرخ و چهره سرخ و پای تا سر گشته سرخ
بر تن پاکت مبارک این همه ی دیبای خون
وقف ثارالله کردی دست و چشم وجان و سر
پا فشردی ایستادی همچنان تا پای خون
خون بازوی تـو در رگ های دین جاری بود
تا قیامت با شهادت کرده ای احیای خون
خون سر سیمایِ عاشق را کند زیبا ولی
یافت زیبایی زماه عارضت سیمای خون
میثم ازخون جبین صورت بشو عباس وار
آری آری خوش بود بر روی عاشق جای خون

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

خونِ خدا می چکد از گل روی حسین
هستی این هست و بود بسته بـه موی حسین
اشک همه ی اولیاست وقف لب خشک او
خون دل انبیاست خون گلوی حسین
در همه ی کائنات از ملک و جن و انس
کیست بـه عالم که نیست مست سبوی حسین؟
زخم تن او زند خنده بـه شمشیرها
یا که خدا می زند خنده بـه روی حسین
نیست عجب گر نماز بوسه بـه پایش زند
هر که گذارد نماز برسر کویِ حسین
قلزم خون جانماز مهر جبین جای سنگ
خون سر و خون دل آب وضوی حسین
کافرم ار ناامید باز شود از درش
قاتل اگر آورد روی بـه سویِ حسین
عجز و گدایی بود عادت دیرین مـا
لطف وعنایت بود خصلت وخوی حسین
آتش دوزخ شود لاله باغِ بهشت
نوشد اگر قطره ای آب زجوی حسین
میثم آلوده نیز ناز بـه جنت کند
جنت اعلای اوست روی نکوی حسین

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

حـسینی مسلکان هنگام بینایی عیـن اسـت
زمان اشتیاق اولیای عالمین اسـت
ببالید ای گدایان حسیـن برخود که امشب
شب میلاد مسعود شهنشاهم حـسین اسـت
حق کرده ظهور تا حسیـن آمده اسـت
آیات جهاد با حسـین آمده اسـت
فطرس بـه امید عفو بر درگه او
باذکر حسین با حسین آمده اسـت

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

ای همه ی بود و هست مـن، بسته بـه تار موی تـو
زائر کعبه ای ولی کعبه کجا و روی تـو؟
تـو بـه کنار کعبه ای گرم دعا برای مـن
مـن دل شب بـه کوچه ها در پی جستجویِ تـو
کوچه بـه کوچه هر قدم سعی صفا و مروه ام
لحظه بـه لحظه ذکر مـن یکسرِه گفتگوی تـو
حلق مـن ار بریده شد در ره عشق تـو چـه غم؟
وای بحال مـن اگر تیغ برد گلوی تـو
روی تـو غرق بوسۀ خاتم الانبیا شده
حیف بود که سنگ کین بوسه زند بـه روی تـو
خصم سر تـو را برد تا که بـه هم گره خورد
پنجه قاتل تـو و طره مشک بوی تـو
زائر دست بسته ام رو بـه رویت نشسته ام
در یم خون گشوده ام چشمِ دعا بـه سوی تـو
گو بکشند هر طرف پیکر بی سر مرا
تا بزنم بـه زخم تن بوسه بـه خاک کوی تـو
سر چـه بود که تا کنم نثار خاکِ مقدمت؟
جان دو طفل کوچکم فدای تار موی تـو
سوز درون میثمت وقف هماره غمت ن
خل همیشه سبز او آب خورد زجوی تـو

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

تمام عمر نهم سر بـه خاکِ این درگاه
که لحظه ای تـو کنی زیر پایِ خویش نگاه
بـه دامنت ز ازل چنگ مـن گره خورده
بر ان مباش که دست مرا کنی کوتاه
تـو و کشیدن دامن ز دست مـن؟ هیهات
مـن و جدایی از این آستان؟ معاذالله
اگر تمامِ زمین را نهند بر دستم
گر از سپهر بـه جنگم بیاورند سپاه
نه دست می‌کشم از دامن محبت تـو
نه رو نهم بـه در دیگری از این درگاهِ
سفید رو چو تـو نشنیده و ندیده کسی
که روی خویش نهد بر روی غلام سیاه
بـه غیر روی تـو، ای آفتابِ هر دو جهان
کسی ندیده زخاک تنور تابد ماه
رسد چو نغمه قرآن بـه گوش در چشمم
سرت بـه نوکِ سنان، جلوه می‌کند ناگاه
چهارده سده بگذشته وهنوز هنوز
دل شکسته مـا با سرت بود همراه
بـه زیر کعب نی و تازیانه عترت تـو
بـه قلبِ خصم نهادند حسرتِ یک آه
بـه غیر باب عنایات و رحمت و کرمت
کجا بـه میثم آلوده می‌دهند پناه؟

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

عید اسـت و جهان روضه رضوان حسـین اسـت
از عرش الی فرش گلستان حـسین اسـت
باگریـه شوق نبی و حیـدر و زهرا
چشم همگان برلب خندان حسین اسـت
ولادت امام حسین«ع» مبارک

🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

عبد توام اگر زکرم باورم کنی
پا بر سرم بنه که زعالم سرم کنی
یا همچو شمع سوخته کن قطره قطره آب
یا شعله ای ببخش که خاکسترم کنی
عمری بـه زخم های تنت گریه کرده ام
تا وقت مرگ خنده بـه چشم ترم کنی
خار رهم مگر بـه نگاه تـو گل شوم
خاک در توام تـو مگر گوهرم کنی
یک عمر سائل در این خانه بوده ام
حاشا که وقت مرگ جدا زین درم کنی
تنها شرابِ روح مـن از جام چشم توست
چشمی گشا که مست از این ساغرم کنی
یک عمر دوختم بـه نگاه تـو چشم خویش
تا یک نگاه در نگه آخرم کنی
از ذره کمترم تـو توانی بـه یک نگاه
برتر زآفتابِ جهان پرورم کنی
هرگز به جز در تـو دری را نمی‌زنم
ای وای اگر گدای در دیگرم کنی
مـن میثمم امید که محشور از کرم
با میثم علی بـه صفِ محشرم کنی

🔹🔶🔸🔷🔹🔶🔸🔷

منبع : اینترنت

بازنشر : سایت پیکپرو بزرگترین سایت عکس و متن و اس ام اس و شعر www.picpro.ir

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است